تبلیغات
مشاوره و روان درمانی رهگشــا - قلب سلیم در قرآن و صحیفه سجادیه
 
قلب سلیم در قرآن و صحیفه سجادیه

راغب در مفردات می‌گوید:
كلمه? ذكر گاهی در معنای (یاد ـ خاطر) بكار می رود. مثلاً می گویند (أفی ذكرك، آیا به یاد داری و آیا به خاطر داری) و این یاد و خاطر هیأتی است در نفس، كه با داشتن آن انسان می‌تواند آن چه از معلومات كسب كرده حفظ كند، مانند حافظه، با این تفاوت كه حفظ را در جایی به كار می برند كه مطلبی را در حافظه? خود داشته باشند، هر چند كه الآن حاضر و پیش روی نباشد، به خلاف ذكر كه در جایی بكار می رود كه علاوه بر این كه مطلب در صندوقچه? حافظه اش هست، در نظرش هم باشد، و گاهی كلمه? ذكر را در حضور قلب استعمال می كنند، و یا حضور در زبان، مثلاً می گویند ذكر خدا دو نوع است، یكی ذكر به زبان و دیگری ذكر به قلب ، یعنی حضور در قلب. معنای سوم ذكر هم عبارت است از سخن، چون هر سخنی را هم ذكر می گویند.1
واحدی می گوید:




اصل ذكر در لغت توجه و یادآوری است و در اصطلاح ذكر به معنای حاضر شدن شئ در ذهن انسان است كه گاهی به وسیله قلب صورت می گیرد و گاهی به وسیله? زبان و شرطش هم این نیست كه حتماً پس از نسیان و فراموشی باشد.2
قرآن كریم می‌فرماید:الذین یذكرون اللّه قیاماً وقعودا وعلی جنوبهم… (آل‌عمران،3/191)3 مردان الهی و به تعبیر قرآن اولوا الالباب، در همه احوال، در حال ذكرند و هیچ گاه قلبشان از ذكر پروردگار غافل نیست. چرا كه ذكر زبانی اولاً به تنهایی كافی نیست ثانیاً به میزان ذكر قلبی قابل تداوم و استمرار یافتن نیست ولكن ذكر قلبی‌ـ در صورت سلامت قلب ـ می تواند همیشه و در همه حالات استمرار یابد چرا كه با هیچ یك از شئون زندگی انسان و كارهای عادی او منافات ندارد و هیچ گاه برای آن محذوری متصّور نیست، مگر امراض گوناگون قلب كه باید از شرّ آنها به خداوند پناه ببریم. البته چنان كه گفتیم سخن ما در باب قلب سلیم است، قلبی كه با مجاهدت خویش و عنایت پروردگار از تمامی این امراض مصون و محفوظ مانده است.
امام سجاد(ع) در باب ذكر خدا در همه? احوال، كه می‌تواند تفسیر آیه? شریفه? فوق باشد می فرماید:
یا مولای بذكرك عاش قلبی
و این معنای ذكر خدا در همه? احوال و در تمامی شئون زندگی است.
ذكر بر دو قسم است: ذكر زبانی و ذكر قلبی. ذكر قلبی نیز خود دو قسم است: 1.‌تفكر كردن در عظمت خدا و جلال و ملكوت و نشانه های او در آسمان وزمین. 2. به یاد آوردن خداوند در مواضع امر و نهیش به نحوی كه موجب امتثال اوامر و اجتناب از نواهی و توقف كردن در شبهات گردد.
از بهترین اقسام آن فكر است، چنان كه در احادیث وارده ذكر خفی را بهتر و با فضیلت تر شمرده اند و پایین ترین درجه ذكر، ذكر زبانی است هر چند ذكر زبانی هم بنا بر آن چه در روایات آمده فضیلت بسیار دارد.
ذكر خدا در هر درجه ای كه باشد ،به همان میزان مایه? شرافت و بزرگی اهل ذكر است چنان كه حضرت سید الساجدین (ع) در جای دیگر می فرمایند:
یامن ذكره شرف للذاكرین4
از آنجا كه هر ذكری به صورت مدح و ثنا و مانند آن، اگر برای غیر خدا صورت گیرد مایه? شرافت شخص مذكور خواهد بود، امام(ع) به این حقیقت اشاره فرمودند كه ذكر خدای متعال ، مایه? شرافت و رفعت درجه? شخص ذاكر است و فایده? آن عاید خود او می‌شود چرا كه خداوند عزّوجلّ از ما سوای خویش كاملاً مستغنی است و چه بسا كه این فرمایش امام (ع) اشاره ای به آیه? شریفه «فاذكرونی أذكركم» (بقره،2/152) 5 باشد، كه البته ذكر و یاد مولا، مایه? شرافت و رفعت مقام عبد خواهد بود.
هم چنین خدای متعال در حدیث قدسی می فرماید: «من ذكرنی فی ملاءٍ ذكرته فی ملاءٍ خیر من ملئه»، و نیز می فرماید: «ومن ذكرنی سراً ذكرته علانیة»6
گفته شده است كه ذكر خدای سبحان نسبت به كسی كه ذاكر او باشد، ظاهر نمودن شرافت او در میان ملائكه و انسان ها است. هم چنان كه امام سجاد (ع) می فرمایند:
فامرتنا بذكرك و وعدتنا علیه أن تذكرنا تشریفاً لنا وتفخیماً واعظاماً.7
این بیان امام(ع) در عین كوتاهی و اجمال، حاوی چند مطلب در باب ذكر است:
1. ذكر یكی از شئون قلب سلیم است كه خدای متعال به طور صریح به آن امر فرموده است: فامرتنا بذكرك و این تلمیح است، به آیات شریفه ای كه به ذكر الهی امر می كنند.
2. وعده? ذكر خدا در قبال ذكر عبد: ووعدتنا علیه ان تذكرنا كه این وعده نیز در قرآن كریم به عنوان نتیجه? ذكر عبد از مولا بیان شده است: فاذكرونی أذكركم.
3. آثار و بركات ذكر مولا از عبد كه عبارت از شرافت بخشیدن، تكریم نمودن و بزرگ داشتن مقام عبد خواهد بود. چرا كه ذكر بندگان ،ذكر خداوند را در پی خواهد داشت و ذكر خدا بركات فراوانی را عاید مؤمنین خواهد ساخت.8

حالات قلب سلیم به سبب ذكر خدا

چنان كه بیان شد، یكی از حالات و خصوصیات قلب سلیم، ذاكر بودن آن است، اما باید به این نكته? مهم توجه شود كه ذكرمعنای وسیعی دارد و ذاكر بودن شأنی از شئون قلب است كه حالات متفاوتی را در آن ایجادمی‌نماید و این تفاوت حالات، به سبب تفاوت مفاد ذكرها و تأثیرات متفاوتی است كه تجلّی هر طائفه از اسمای الهی بر قلب می‌گذارد چنان كه مثلاً ذكر اسمای جمال، موجب پیدایش حالت رجا و امید در قلب می‌شود و ذكر اسمای جلال، سبب خوف و خشیت آن می گردد. به همین جهت در ادامه? این نگاه اجمالی، بعضی از حالات قلب سلیم را می آوریم و به طور گذرا در سیمای قرآن كریم و بیان صحیفه سجادیه به آن می نگریم.

اطمینان قلب سلیم به سبب ذكر خدا

قرآن كریم در باب اطمینان قلب سلیم می فرماید: الابذكر اللّه تطمئن القلوب (رعد،13/28) 9 این آیه? شریفه علاوه بر این كه تلویحاً ذكر خداوند یگانه را از شئون قلب سلیم می‌شمارد، بر این مطلب نیز تصریح می فرماید كه آرامش و اطمینان قلب تنها در ذكرخداست، چرا كه مطلب را در سیاق حصر بیان فرمود و جار و مجرور را بر عامل آن مقدم ساخت.
چنان كه امام سجاد‌(ع) با الهام از این آیه? شریفه و امثال آن می فرمایند: «فلا تطمئن القلوب الابذكرك»10 چنان كه ملاحظه می فرمایید حصری را كه در آیه? شریفه وجود دارد امام (ع) با صراحت بیشتری بیان فرموده اند.
امام‌(ع) درجاهای دیگر ابعاد مختلف اطمینان قلبی و زمینه های ایجاد آن را تبیین می‌فرمایند كه مشتاقان را به صحیفه? سجادیه ارجاع می دهیم.

اطمینان قلب سلیم به سبب ذكر خدا

والذین یؤتون ما آتوا وقلوبهم وجلة انهّم الی ربّهم راجعون (مؤمنون،23 /60)11
كسانی كه علی رغم انجام وظیفه? كامل، از یاد مرگ و ذكر رجوع به سوی پروردگار، قلبشان هراسناك می گردد و احساس خوف شدید می نمایند، نه این كه از غضب او بی جهت بترسند و نه اینكه در رحمت او شك و تردید داشته باشند بلكه این ترس به خاطر مسئولیت‌هایی است كه بر دوش داشته اند و ممكن است در انجام آن كوتاهی كرده باشند، این ترس به خاطر درك مقام با عظمت خداست كه انسان در مقابل عظمت او خائف می‌گردد.12
اینان هم چون افراد كوته بین و دون همت نیستند كه با انجام یك عمل كوچك خود را از مقربان درگاه خدا پندارند و چنان حالت عجیبی پیدا كنند كه همه را در برابر خود كوچك و بی‌مقدار ببینند بلكه اگر برترین اعمال صالح را انجام دهند ـ عملی كه معادل تمام عبادات انس و جن باشد ـ علی وار می گویند: آه من قلة الزاد و بعد السفر.13
حضرت سید الساجدین(ع) در صحیفه خویش این آیه را عیناً نقل فرموده و از خداوند خواسته اند كه ایشان و بلكه همه? مؤمنان را از مصادیق این كریمه? مباركه قرار دهد:
اللهم… اجعلنا من الذین یؤتون‌ما آتوا وقلوبهم وجلة انّهم الی ربّهم راجعون.14
بنابراین ذكر اسمای جلال پروردگار و یادآوری و رجوع به سوی آن مقام با عظمت، نوعی خوف در قلب انسان ایجاد می نماید. علاوه بر این اصولاً حالت خوف و تضرع در حال ذكر، حالت مطلوب و ممدوحی است كه قرآن كریم به آن توصیه می نماید چنان كه در یكی از آیات شریفه می فرماید:
واذكر ربّك فی نفسك تضّرعاً وخیفة ودون الجهر من القول بالغدو والاصال ولاتكن من الغافلین.(اعراف،7/205)15
این آیه شریفه ناظر به ذكر نفسی با حالت خوف و تضرع و سوز و گداز قلب است، آن هم در هر صبح و شام و در تمام لحظات زندگی.
لذا امام سجاد‌(ع) سؤال و مسئلت خویش را همراه با خوف و تضرع، توصیف نموده می‌فرماید:
اللهم …سألتك مسئله الحقیر الذلیل البائس الفقیر الخائف المستجیر ومع ذلك خیفة وتضّرعاً.16
نوع دیگر سؤال، سؤال كسی است كه در حال خوف و پناهندگی است، و در عین حال، با خوف و تضرع نیز همراه می باشد.
ذكر الهی حالات خوب و مثبت دیگری نیز در قلب ایجاد می نماید، از جمله: همه? حالات قلب سلیم و به تعبیر بهتر سلامت آن را به ارمغان می آورد، كما این كه حضرت سید الساجدین (ع) می فرمایند:
اللهم… اجعل سلامة قلوبنا فی ذكر عظمتك.17
آری اگر قلب مؤمن در حد خویش به عظمت مقام ربوبی توجه یابد، همه? اغیار در نظرش پست و حقیر می شوند و عظمت پروردگار چنان صفحه? قلبش را سرشار و مالامال می سازد كه جا برای هیچ غیری باقی نمی ماند.

رجاء قلب سلیم

انّ الذّین آمنوا والذّین هاجروا و جاهدوا فی سبیل اللّه اولئك یرجون رحمت اللّه واللّه غفور رحیم. (بقره،2/218)18
اللهم…حقق فی رجاء رحمتك أملی. 19
اللهم… فقد اصبحت و أنت ثقتی و رجائی فی الأمور كلّها. 20
یكی دیگر از خصوصیات قلب سلیم،امید و اطمینان وحسن ظن به رحمت پروردگار است كه موجب شوق و رغبت به مقام قرب می گردد و عبد را به طی درجات عبودیت و تقرب جستن به معبود خویش مشتاق می سازد، چنان كه با نیروی امید و اشتیاق،سختی های راه را بر خویش هموار می سازد.
البته «باید امیدی به لطف و كرم خدا داشته باشد كه او را به طاعت و عبادت وادارد، نه این كه موجب غرور و نترسیدن از عذاب شود»21
در سوره? فاطر می فرماید:… ولایغّرنّكم باللّه الغرور(فاطر،35/5)22
در سوره? حدید ضمن خطاب به مشركان می فرماید: …وغرّكم باللّه الغرور.(حدید،57/14)23
در تفسیر منهج الصادقین می نویسد:
یعنی شیطان به این كه خدا كریم و حلیم است وشما را عذاب نمی كند، شما را فریفت.24

قلب سلیم میان خوف و رجا

تتجافی جنوبهم عن المضاجع یدعون ربّهم خوفاً و طمعاً وممّا رزقناهم ینفقون.(سجده،32/16)25
(هذا مقام من… امّّك بطمعه یقیناً وقصدك بخوفه اخلاصاً.)26
هر كس در هر مقامی است باید از مكر و قهر و عذاب الهی ترسان باشد زیرا نترسیدن‌از‌‌مكر و عذاب الهی یا در اثر نداشتن ایمان به خدا و روز جزا است، مانند‌‌كفّار، و یا در اثر ضعف ایمان و كثرت غفلت و مغرور شدن به آیات رحمت‌‌است، مانند ایمن بودن فجّار و معصیت كاران از اهل ایمان، یا در اثر جهل به عظمت و غنای خدای و عجب به عمل خود و تكیه به آن است مانند ایمن بودن بعضی از اهل طاعت و عبادت كه چون خدای را به عظمت و بی نیازی و خود را به عجز و حقارت و نیازمندی نشناختند، به عمل خویش دل خوش گردیده و ترس را از دل بیرون كردند، غافل از این كه چه عمل های بزرگی كه در نزد صاحبش بزرگ است ولی به واسطه? نداشتن شرایط قبولی نزد خدای تعالی به اندازه? ذره‌ای وزن‌‌ندارد.27
نكته? بسیار مهم این است كه انسان مؤمن باید به میزانی كه خوف و خشیت دارد، از امیدواری و رجاء نیز برخوردار باشد چنان كه امام باقر(ع) می‌فرمایند:
انه لیس من عبد مؤمن الا (و) فی قلبه نوران: نور خیفة ونور رجاء لو وزن هذا لم یزد علی هذا.28
و امام صادق(ع) می فرمایند:
لایكون المؤمن مؤمناً حتی یكون خائفاً راجیاً.ولا یكون خائفاً حتی یكون عاملا لما یخاف ویرجو.29
سزاوار است كه هر یك از خوف و رجا در مؤمن ، در حد كمال و قوت باشد چنان كه از حضرت صادق‌(ع) مروی است كه لقمان حكیم در ضمن وصیت به فرزندش فرمود: از خدا بترس ترسیدنی كه اگر با عبادت جن و انس بر او وارد شوی گویی كه مرا عذاب می كند و به خدا امیدوار باش امیدی كه اگر با گناهان جن و انس بر او وارد شوی، گویی مرا به رحمت خود می آموزد.30

تقوای قلب سلیم

أولئك الّذین امتحن اللّه قلوبهم للتقوی.(حجرات،49/3)31
از مطالعه? آیه? شریفه? فوق و نظایر آن معلوم می شود كه محل استقرار و جایگاه مناسب تقوای الهی قلب سلیم است چنان كه در حدیثی از پیامبر اكرم‌(ص) آمده است می‌خوانیم كه اشاره به سینه? مبارك خود كرد و فرمود: «التقوی هاهنا»، حقیقت تقوی این‌جا است.32
كما این كه حضرت سید الساجدین (ع) نیز تقوای الهی را برای قلب خویش درخواست می فرماید:
اللهم …أشعر قلبی تقواك33
هم چنین بیان فوق تلمیحی است به جنبه? لباس بودن تقوا و معنای آن چنین است:‌‌پروردگار قلبم را در جامه تقوای خویش بپوشان كه از این بیان حالت وقایه‌‌و‌‌نگهداری تقوای الهی و مصونیت قلب متقی از ارتكاب معاصی به خوبی فهمیده‌‌می‌‌شود بنابراین لباس بودن تقوای برای قلب به معنای محافظت آن از خطورات، وسوسه‌‌ها، و معاصی خاص قلب است و بدین گونه تقوای الهی نسبت به هر یك از اعضا معنای خاصی می یابد و در محافظت نمودن آن عضو از معاصی نقش معینی ایفا‌‌‌می‌‌نمایند.

تفكر قلب سلیم

أفلم یسیروا فی الارض فتكون لهم قلوب یعقلون بها أو آذان یسمعون بها. (حج،22/46)34
ویرانه‌های كاخ‌های ستمگران و مساكن ویران شده جباران و دنیا پرستان كه روزی در اوج قدرت می زیستند،هر یك در عین خاموشی هزار زبان دارند و با هر زبانی هزاران نكته می‌گویند. این ویرانه ها، كتاب های گویا و زنده ای است كه از سرگذشت این اقوام، از نتایج اعمال و رفتارشان و از برنامه ای ننگین و كیفر شومشان. این زمین های خاموش و آثاری كه در این ویرانه ها به چشم می خورد،گاه مطالعه? یكی از آنها به اندازه ? مطالعه? یك كتاب قطور به انسان درس می دهد و به همین دلیل در بسیاری از آیات قرآن، دستور جهانگردی داده شده است .اما جهانگردی الهی و اخلاقی كه ایوان مدائن و قصرهای فراعنه را آئینه عبرت بداند.
جالب توجه این كه مجموعه? ادراكات انسان در آیه? فوق به (قلب) و (آذان) نسبت داده شده است، اشاره به این كه برای درك حقائق، دو راه بیشتر وجود ندارد یا باید انسان از درون جانش جوششی داشته باشد و مسائل را شخصاً تحلیل كند و به نتیجه? لازم برسد، و یا گوش به سخن ناصحان مشفق، هادیان راه و پیامبران خدا و مردان حق بدهد و یا از هر دو راه به حقایق برسد.35
بنابراین، تفكّر و تعقل یكی از شئون قطعی قلب سلیم است. از جمله دلائل قطعیت این امر، بیان خاص قرآن كریم در آیه شریفه است كه تعقل را به عنوان وصفی از اوصاف قلب سلیم آورده و آن را یكی از نتایج سیر نمودن در زمین دانسته است.
امام سجاد(ع) در مواضع مختلف، تفكر و تعقل و درك و فهم را به قلب نسبت می‌دهند:
كتب لی الكاتبان… ما لا قلب فكّر فیه.36
حتی فهم اسرار و عجایب قرآن را نیز در شأن قلب دانسته و درخواست آن را به ما می‌آموزند:
اللهم… اجعل‌القرآن لنا… مونساً… حتی توصل الی قلوبنا فهم‌عجائبه.37
در بیان فوق، امام شرایط نیل به اسرار قرآن را ذكر فرموده اند اعم از انس با قرآن كه زمینه توجه به آن می گردد و شرایط دیگری كه علاقه مندان می توانند برای تدّبر بیشتر، متن كامل دعای آن حضرت در ختم قرآن كریم را ملاحظه فرمایند.

ایمان قلب سلیم

ولكن اللّه حبّب الیكم الایمان وزینّّه فی قلوبكم38 (حجرات،49/7)
شخص حكیم وقتی می خواهدكاری را انجام دهد، ابتدا زمینه های آن را فراهم می‌سازد. این اصل در مورد هدایت انسان نیز كاملاً صادق است. خداوند می خواهد همه انسانها ـ بی آن‌كه تحت برنامه? جبر قرار گیرند ـ با میل و اراده? خود راه حق را بپویند، لذا از یك سو ارسال رسل می كند و انبیا را با كتاب‌های آسمانی می فرستد و از سوی دیگر (ایمان) رامحبوب انسانها قرار می دهد، آتش عشق حق طلبی و حق جویی را در درون جان‌ها شعله ور می كند و احساس نفرت و بیزاری از كفر و ظلم و نفاق و گناه را در دل‌ها می آفریند.39
علاوه براین علم ومعرفت به هرچیزی وقتی كامل می شود كه عالم وعارف نسبت به معلوم و معروف خود ایمان صادق داشته باشد نه این كه آن را شوخی وبازیچه بپندارد، به علاوه ایمان خود را از ظاهر و باطن خود بروز دهد و جسم و جانش در برابر معروف خاضع شود این همان ایمانی است كه اگر در دل بتابد آشكار و نهان آدمی را در پرتو خود اصلاح می‌كند.
لذا امام سجاد‌(ع) می فرمایند:
اللهم انی أسألك ایماناً تباشر به قلبی40
كه در این بیان امام (ع) علاوه بر درخواست ایمان، از خدا می خواهد كه این ایمان به گونه ای باشد كه قلب مبارك حضرت همواره ملازم و مباشر آن باشد و هرگز از آن فاصله نگیرد و از آن جدا نشود و این خود نشانگر اهمیت ایمان و محبوبیت آن نزد حضرت سید الساجدین (ع) است.
نكته? دیگر این كه به جهت ارزش و اهمیت فراوان ایمان، مسأله? ازدیاد آن نیز به عنوان یك امر مطلوب در قرآن كریم مطرح گردیده است و آیات شریفه ای كه در این باب نازل شده اند طرق گوناگون ازدیاد آن را به ما نشان می دهند مانند این آیه? شریفه: هو الذی أنزل السكینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایماناً…(فتح،48/4)41
در این آیه? شریفه انزال سكینه توسط پروردگار، یكی از راه های ازدیاد ایمان شمرده شده است. طلب ازدیاد ایمان در مواضع مختلف بیانات امام سجاد (ع) به چشم می‌خورد، از جمله می فرمایند:
اللهم انّی أسالك ان تملا قلبی… ایمانا بك.42
در بیان فوق امام‌(ع) از خداوند می خواهد كه ایمانش را چنان افزون فرماید كه قلب مبارك حضرت سرشار و مالامال از ایمان گردد.
برخی دیگر از خصوصیات قلب سلیم
از آنجا كه تفصیل این خصوصیات از حوصله و حجم این نوشتار خارج است برخی دیگر از خصوصیات و ویژگی های قلب سلیم را كه از مطالعه? قرآن كریم و صحیفه? سجادیه و برخی دیگر از روایات به دست می آید، فهرست وار اشاره می كنیم:
1. استعاذه و التجاء ؛ 2.توبه؛ 3.طهارت ؛ 4.نور و بصیرت؛ 5.صدق؛ 6.رقّعت؛ 7.شرح ؛ 8.انقیاد ؛ 9.انقطاع ؛ 10.حیاء ؛ 11.عبودیت و خضوع در برابر عظمت قلب پروردگار؛ 12.اعتراف؛ 13.احساس كوتاهی و تقصیر در برابر خداوند؛ 14.‌آرزوهای؛ 15.شكوه ها و ناله های؛ 16.رضا و تسلیم؛ 17.شوق و نشاط ؛ 18.شكر و سپاس.

پاورقیها:

* كارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث
1. راغب اصفهانی، مفردات/ 179.
2. ابی زكریا محی الدین بن شرف النووی، تهذیب الاسماء و اللغات،1/ 111 بیروت: دارالكتب العلمیه.
3. ترجمه: همانان كه خدا را در حال ایستادن و نشستن و آنگاه كه بر پهلو خوابیده اند یاد می‌كنند.
4. صحیفه سجادیه/63، دعای 11. ترجمه : ای كسی كه یادت (مایه) آبروی یادكنندگان است.ترجمه: مرا یاد كنید تا شما را یاد كنم.
5. ابن ماجه، ابوعبدالله محمد بن یزید، سنن ابن ماجه، تحقیق: محمد فوائد عبدالباقی/ 1255، ح 3822، چاپ اوّل،قاهره: مطبعة عیسی البابی الحلبی، 1374 هـ.ق.
6.شیخ حر العاملی، وسائل الشیعه، 4/ 1188،ح 2، انتشارات داراحیاء التراث لعربی، بیروت 1391 هـ.ق.
7. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، مناجات الذاكرین/234.ترجمه: پس ما را به ذكر خود امر فرمودی و وعده دادی كه چون یاد تو كنیم ازما یاد كنی تا یاد تو ما را شرافت و عزت و عظمت بخشد.
8. سید علی خان مدنی، ریاض السالكین،2/447.
9. ترجمه: آگاه باشید با یاد خدا دلها آرامش می یابد.
10. مفاتیح الجنان ، مناجات الذاكرین/234.
11. ترجمه: و آنان كه آن چه وظیفه? بندگی و ایمان است بجای آورده و باز از روزی كه به خدای خود رجوع می كنند دل‌هاشان ترسان است.
12. ناصر مكارم شیرازی، تفسیر نمونه، 14/10.
13. همان/264.
14. صحیفه? سجادیه، دعای 44. ترجمه: بارالها…ما را از كسانی كه آنچه را می دهند در حالی كه دل‌هایشان از فكر بازگشت به سوی پروردگارشان ترسان است قرار ده.
15. ترجمه: خدای خود را با تضرع وخوف و بی آنكه آواز بركشی در دل خود در صبح و شام یاد كن و از غافلان مباش (یك دم از یاد خدا غافل مباش).
16. همان ، دعای 47.ترجمه: بارالها…مانند مسألت (شخص) حقیر خوار…ترسنده? امان خواهند از تو مسألت می كنم و با این احوال مسألتم از روی ترس و زاری است.
17. همان، دعای 5.ترجمه: بارالها…سلامت دلها ما را در یاد كردن عظمت خود قرار ده.
18. ترجمه: كسانی كه ایمان آورده اند، و كسانی كه مهاجرت نموده اند و در راه خدا جهاد كرده اند، آنها امید به رحمت پروردگار دارند، و خداوند آمرزنده و مهربان است.
19. محی الدین الهی قمشه ای، شرح صحیفه سجادیه، دعای 20، چاپ هشتم، تهران: انتشارات اسلامی 1370.ترجمه: بارالها…امیدی (بی حد) كه به رحمت نامنتهای تو دارم محقق ساز (ومرا به آن امید نایل گردان).
20. صحیفه سجادیه، دعای 54.ترجمه: بارالها…پس من صبح كردم در حالی كه اعتماد و امیدم در كارها تویی.
21.سید عبدالحسین دستغیب، گناهان كبیره،2/95، تنظیم و تصحیح و مقدمه از سید محمد هاشم دستغیب، چاپ دوم، انتشارات ناس 1364.
22.ترجمه: شیطان شما را نفریبد.
23. ترجمه: شیطان شما را فریب داد.
24. ملا فتح اللّه كاشانی، منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ذیل آیه 14 سوره? حدید، تهران:انتشارات علمیه اسلامیه.
25.ترجمه: پهلوها یشان از بسترها در دل شب دور می شود‌(بپا می خیزند و رو به درگاه خدا می آورند) پروردگار خود را با بیم و امید می خوانند و از آنچه به آنها روزی داده ایم انفاق می كنند.
26. صحیفه? سجادیه، دعای 31.
27. سید عبدالحسین دستغیب، قلب سلیم،1/92 ـ 93.
28. محمد بن یعقوب كلینی، اصول كافی،2/67.ترجمه: نیست بنده مؤمنی مگر اینكه در قلب او دو نور است، نور خوف، نور رجاء و هیچ یك بر دیگر ی زیادتی ندارد بلكه هر دو ماسوی هستند.
29. وسائل الشیعه،11/170.ترجمه: مؤمن اهل ایمان نخواهد بود مگر وقتی كه دارای خوف و رجا هر دو باشد و دارای خوف و رجا نیست مگر به آنچه امید دارد و از آنچه می ترسد عمل نماید .
30. قلب سلیم، 1/95.
31. ترجمه: آنها كه صدای خود را نزد رسول خدا كوتاه می كنند كسانی هستند كه خداوند قلوبشان را برای تقوا خالص ساخته است.
32. ابی عبداللّه القرطبی، الجامع لاحكام القرآن،7/ 4448، الطبعة الثالثة، دارالكتب المصریه، دارالكاتب العربی للطباعة و النشر 1387 (هـ. ق)، 1967 (م).
33. صحیفه? سجادیه، دعای 21.
34. ترجمه: آیا آنها سیر در زمین نكردند تا دل‌هایی داشته باشندكه با آن حقیقت را درك كنند یا گوش‌های شنوایی كه ندای حق را بشوند.
35. تفسیر نمونه، 14/129.
36. صحیفه سجادیه، دعای 15.ترجمه: دو فرشته كاتب اعمال برایم نوشته اند…اعمالی كه فكر آن بر قلبی نگذشته است.
37. همان، دعای 42.ترجمه: بارالها قرآن را مونس ما قرار ده…تا فهم عجایب آن را به دلهای ما برسانی.
38. ترجمه: ولی خداوند ایمان را محبوب شما قرار داده، و آن را در دل‌هایتان زینت بخشید.
39. تفسیر نمونه،22/158.
40.مفاتیج الجنان ، دعای ابوحمزه? ثمالی/334.ترجمه: ای خدا من از تو درخواست می كنم ایمانی ثابت كه همیشه در قلبم برقرار باشد.
41.ترجمه: او كسی است كه سكینه و آرامش را در دلهای مؤمنان نازل كرد تا ایمانی بر ایمانشان افزوده شود…
42. مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی/334.ترجمه: خدایا من جداً از تو می خواهم كه پركنی دلم را با ایمان به تو.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر