تبلیغات
مشاوره و روان درمانی رهگشــا - دنیا از دیدگاه نهج البلا غه
 
دنیا از دیدگاه نهج البلا غه


بیگانگی اجانب با نهج البلا غه چندان عجیب نیست عجیب این است که نهج البلا غه در دیار خودش در میان شیعیان غریب و تنهاست همچنان که خود علی غریب و تنها بود.
«استاد مطهری»

«مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را»
دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من، به خدا قسم، خدا را»


نهج البلا غه مجموعه ای است از سخنان، کلمات قصارونامه های حضرت علی(ع) که نصیحت ها، وصیت ها و پند ها را در بر می گیرد. در اینجا نمونه هایی از سخنان حضرت علی(ع) مبنی بر دیدگاه آن حضرت نسبت به دنیا را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم.

1- نکوهش

چگونه بودن دنیا و بر حذرداشتن از آن:
«ما اصف من دار اولها عنا» و آخر ها ننا» ما فی حلا لهاحساب، وفی حرامها عقاب.(خطبه 81) »
« چه بگویم درباره سرایی، که آغازش رنج است و پایانش زوال وفنا. حلا لش را حساب است و حرامش را عقاب. هرکه برای به چنگ آوردنش تلا ش کند، بدان دست نیابد و آنکه از تلا ش باز ایستد، دنیا خود به  اوروی نهد»
شرح و تفسیر:
در این خطبه مسلم است که مقصود حضرت علی(ع) از دنیا خود جهان طبیعت با آن همه  قوانین و شگفتیها و عظمت هایش که نمایشگر قدرت و مشیت و حکمت بالغه خداوندی است، نمی باشد. همچنین مقصود از انسان«آن چنان که هست» نیست. بلکه مقصودحضرت امیر المومنین ارتباط حیات طبیعی محض انسانی است بارویه محسوسی از عالم طبیعت اکنون می پردازیم به توصیفات دنیا از دیدگاه آن حضرت:
1- آغازش مشقت.
2-پایانش فنا»
1- آغاز این دنیا توام با مشقت است: چگونگی رشد حیات در جنین و ورود کودک به این دنیا، که از ناتوان ترین نوزادان جانداران است. نه آگاهی دارد نه اختیار و نه حتی قدرتی که درکوچکترین مساله با آن ابراز احساسات نماید. تدریجا دوران آگاهی ابتدایی او فرا می رسد، در زیر رگبار «بکن و مکن» «باید ونباید»، «می شود و نمی شود» دست و پا می زند. این اوامر دستورات سدهای پولا دینی در برابر اجرای «می خواهم های» خام و ابتدایی اش جلوه می کند و آزادی در اجرای «میخواهم هایش» را مختل می سازد.
دوران جوانی فرا می رسد. در این دوران انسان می تواند اما نمی داند و هنگامیکه دوران دانستنش فرامی رسد، توانستنش روبه زوال و فنا رفته است. این است آغاز ورود به صحنه حیات طبیعی محض دررویه محسوس عالم طبیعت.
2- پایان ارتباط حیات طبیعی بارویه محسوس عالم طبیعت، فناوزوال است:
این مساله را به وضوح در آیه زیر می توان مشاهده کرد.
«کل نفس ذائقه الموت ثم الینا ترجعون»(عنکبوت آیه 57)  
هر نفسی شربت مرگ را خواهد چشید و سپس به سوی مارجوع خواهد کرد.
تکیه براختر شبگرد مکن کاین عیار
تاج کاووس ربود و کمر کیخسرو
(حافظ)
«در حلا لش حساب و در حرامش عقاب»
در قسمتی دیگر از این خطبه به این مساله برمی خوریم. این مساله که بشر در آینده روزی را برای بررسی زندگیش خواهد دید که معاد نامیده می شود، تردیدی نیست و آنچه که مورد نظر است، موضوعاتی است که انسان ها درباره آنها مسوول واقع خواهند گشت، می توان گفت: با نظر به مجموعه آیات قرآنی و روایات معتبر این مساله ثابت است که همه حرکات انسان در زندگی دنیوی خواه تصرف در اموال باشد و خواه اعمال غیرمالی، همه و همه، در روز قیامت به او نشان داده خواهند شد.
«ان الینا ایابهم. ثم ان علینا حسابهم» (غاشیه آیه 25)
«البته برگشت آنان به سوی ماست. و قطعا برماست که درباه آنان محاسبه نمائیم.»
«ونضع الموازین القسط لیوم القیامه فلا  تظلم نفس شیئا و ان کان مثقال حبه من خردل اتینابها و کفی بنا حاسبین» (انبیا» آیه 47)
«و ما برای روز قیامت موازین عدالت را برمی نهیم، برای هیچ کسی درباره هیچ چیزی ستم نخواهد شد و اگر کردار انسان به اندازه وزن دانه ای خردل بوده، آن را به حساب خواهیم آورد.»
از این آیه برمی آید: هر چه که انسان در این دنیا برای زندگی مطابق فرمان الهی از خدا گرفته مسوول بوده و روز قیامت درباه آن محاسبه خواهد شد.

 مذمت دنیا و دوری از آن

«و اما بعد فانی احذرکم الدنیا، فانها حلوه خضره، حفت بالشهوات و تحببت بالعاجله و راقت بالقلیل و تحللت بالا مال و تزینت بالغرور» (خطبه 110)
شما را از دنیا برحذر می دارم که در کام شیرین است و در چشم سبز و خرم و پیچیده در خواهش های نفسانی. مردمان را با نعمت زوال یابنده خود به دوستی فرا می خواند و متاع اندکش را در چشم آنان زیبا جلوه کند».
شرح و تفسیر:
انسان در مقابل آرایش ها و نمایش های جالب دنیا = امیرالمومنین علیه السلا م در سخنانش درباره زینت دنیا و آرایش های متنوع آن مطالب جالبی فرموده اند. در برخی موارد مردم را از آن بر حذر داشته اند و در بعضی دیگر موارد زیبایی آسمان را به وسیله ستارگان مورد توجه قرار داده اند. برای توضیح و تفسیر مقصودامیرالمومنین در موضوع زیبائی به طور عموم چند مطلب را می توان گفت:
مطلب اول: اگرچه زینت در لغت اعم از جمال است اما در اینجا به دو جنبه آن پرداخته می شود یکی معنای مطلوب دارد که زیبایی مطلوب عموم اشیای جالب را می گویند اگرچه زیبا نباشد و دیگری معنای زیبایی هم محسوس را دارد و هم معقول. «المال و بنون زینه الحیاه الدنیا» (کهف آیه 46)
«مال و فرزندان زینت زندگانی دنیوی هستند»
و همچنین زینت به مطلوبیت عملی نیز هم در قرآن و هم در نهج البلا غه وارد شده است مانند:
«فزین لهم الشیطان اعمالهم» (نحل آیه 63)
«و شیطان اعمالشان را در نظرشان زیبا جلوه می دهد»
و زینت به معنای زیبایی محسوس هم در این آیه مبارکه آمده است:
«انا زینا السما» الدنیا بزینه الکواکب» (صافات آیه 6)
«ما آسمان دنیا را با زینت ستارگان آراستیم»
مطلب دوم: نه تنها در هیچ یک از منابع اسلا می شناخت و دریافت زیبائی و ساختن زیبائی منع نشده است، بلکه چنان که از منابع قرآنی و حدیثی برمی آید زیبایی یکی از طرق حرکت به فوق طبیعت و انس با جمال الهی است که هیچ چیزی جای آن را برای مقصد نمی گیرد.
مطلب سوم: بدان جهت که اکثریت انسان ها در برابر امتیازات دنیوی مانند مال و فرزندان و مقام و محبوبیت و شهرت قرار می گیرند خود را باخته و نمی توانند شخصیت خود را داشته و از آن امور به عنوان وسایل مناسب بهره برداری نمایند، همچنان در برابر نمود زیبائی ها به سرعت از خود بیخود می گردند و این ضعف شخصیت از یک طرف و محدودیت دانش و اطلا عات از ماهیت و علل و معلولا ت و لوازم و نتایج آن امتیازات و زیبائی ها از طرف دیگر، مانع از آن می شود که انسان به اعماق ماهیت لوازم و نتایج آنها نفوذ کند.
و به قول شاعر که می گوید:
«تو مو می بینی و من پیچش مو»
هم مو را ببیند هم پیچش مو را، لذا تاکید می کند که از دل بستن و خودباختن در برابر آن عوامل لذت و زیبایی ها بر حذر باشند، زیرا زیبایی های محسوس پرده ایست شفاف که بر روی کمال کشیده شده. بنابراین، خودنمودهای زیبایی اگر هم منزلگه نهایی لذت طبیعی باشد، ولی مقصد نهایی سیر و سیاحت و انبساط درونی نیست.
در رخ لیلی نمودم خویش را
سوختم مجنون خام اندیش را
امیرالمومنین علی (ع) در سخنی به اصحابش توصیه می کند:
«و قدعرف حقها رجالا من المومنین الذین لاتسغلهم زینه متاع و لاقره عین من ولد و لامان» «حق واقعی نماز را مردانی از مردم با ایمان شناخته اند. آنان کسانی هستند که زینت هیچ متاعی و چشم روشنی هیچ فرزندی و مالی آنان را به خود مشغول نمی دارد.»
می توان گفت: مرغ بلند پرواز روح آدمی برای پرواز به قله های کمال دو بال دارد:
یکی - زیبایی های هستی است که بال احساسات عالی او را به حرکت در می آورند.
دوم - نظم بسیار شگفت انگیز هستی است که بال تعلق و نیروی قانون یابی و قانون گرایی او را تحریک می کند.
مذمت دنیا

«و احذرکم الدنیا فانها منزل قلعه، و لیست بدرا نجعه و قد تزینت بغرورها و غرت بزینتها» (خطبه 112) «شما را از دنیا بر حذر می دارم، که سرایی است ناپایدار، نه جایی که در آن بار توان گشود و دل در آن بست. به زیورهای فریبنده خود را آراسته است و به آن آرایش فریبکارانه دیگران را می فریبد.»
شرح و تفسیر:
دنیا جایگاه شگفت انگیز است که هیچ پدیده ای و حقیقتی در آن، خالص و ناب به جریان نیفتاده است. از این مطلب می توان دریافت که در این دنیا نباید به دنبال صحت و سلامت مطلق گشت. زیرا هیچ انسانی نیست که نقص و اختلال مزاجی و جسمانی نداشته باشد.
از ناآگاهی از وضع و جریان مزاج و جسم است که اغلب بیماری ها و اختلالات ناگهان آغاز می شود. اگر کسی ادعا کند که من یک روز تمام، با کمال آگاهی و هشیاری از گذشته و حال و آینده و حوادث  جاریه و عوامل آنها را در آن سه نقطه از زمان، شاد و مسرور بودم، هرگز نباید باور کرد. اینها همگی نشان می دهد که انسان با حالت هایی متفاوت که از خود نشان می دهد هیچ گاه نمی تواند دردنیا به صحت و سلامت مطلق برسد. بنابراین ممکن است ظواهر فریبنده دنیا او را بفریبد.

2- توصیف

در وصف دنیا «الا و ان الدنیا دار لایسلم منها الا فیها، و لاینجی بشی» کان لها» (خطبه 62)
«بدانید که دنیا سرایی است که کس از گزند آن در امان نماند، مگر به اعمال نیکی که هم در دنیا به جای می آورد»
شرح و تفسیر:
مقصود حضرت علی(ع) از بیان این جمله: «از خواص و نتایج گناهان و فتنه ها و شرور زندگانی این دنیا فقط در خود همین دنیا می توان در امان بود» بیان یک قانون است که کمتر مورد توجه قرار می گیرد. این قانون چنین است که برای پیشگیری از عذاب و مجازات گناهان و نتایج ناگوار فتنه ها و شرور جاری در این زندگانی دنیوی، هیچ راهی جز تحصیل آگاهی به مصالح و مفاسد زندگی و اجتناب از گمراهی و انحراف و تمایل به خیرات که در همین دنیا باید انجام بگیرد وجود ندارد. به عبارت ساده تر: درمان دردهای تباه کننده این زندگی دنیوی را در همین دنیا باید پیدا کرد، زیرا آن خداوندی که طبیعت و انسان را چنان آفریده که در جریان پیوسته به یکدیگر می توانند برای انسان منشا انحراف و ارتکاب  گناه و غوطه  خوردن در فتنه ها و شرور بوده باشند، همچنین در مختصات انسان و طبیعت حقایقی را قرار داده است که می توانند در حال ارتباط با یکدیگر برای انسان درمان و عوامل اجتناب از انحرافات و نتایج ناشایست فتنه ها را نشان بدهند.
اگر درباره تکالیف و وظایف الهی که به وسیله پیامبران عظام و وجدان و عقل سلیم برای بشریت عرضه شده اند، درست دقت کنیم، خواهیم فهمید که همه آن تکالیف و وظایف الهی نقش عوامل سالم ماندن از انحرافات و پیدا کردن نجات از آشوب ها و اضطرابات و نیکو برآمدن از عهده آزمایشات در این زندگی دنیوی را دارند. در آخر می توان گفت: «تکالیف شرعی و وظایف وجدانی و عقلا نی به طور عموم الطافی از خداوند است که در این دنیای بلا خیز و پر از آزمایش و اغواکننده انسان به پیروی از هوی و هوس ها، نصیب بشر گشته است.»

در توصیف دنیا و آخرت

«ایها الناس، انما الدنیا دار مجاز و الا خره دار قرار، فخذو امن ممرکم لمقرکم، ولا  تهیکوا استارکم عند من یعلم اسرار کم و اخرجوا من الدنیا قلوبکم، من قبل ان تخرج منها ابدانکم» (خطبه 194)
«ای مردم» این دنیا سرایی است که گذرگاه شماست و آخرت، سرایی است پایدار. پس از این سرای که گذرگاه شماست برای آن سرای که قرارگاه شماست، توشه برگیرید.»
ترجمه و تفسیر:
مهمترین نتیجه ای که می توان از این فرمایش حضرت علی(ع) استنباط کرد این است که دنیا را برای  خود راهی قرار دهیم در جهت کسب توشه برای جهان باقی.

در پارسایی دنیا

«عبادالله اوصیکم بالرفض لهذه الدنیا النار که لکم و ان لم تحبوا ترکها» (خطبه 98)
«ای بندگان خدا، شما را وصیت می کنم که این دنیا را ترک گویید. که دنیا شما را ترک خواهد گفت هر چند راضی به ترک او نباشید و جسمتان را کهنه می کند، هر چند شما خواستار تازه بودن آن باشید.»
شرح و تفسیر:
از جملا ت بالا  چند مطلب بسیار مهم را می توان دریافت که به قرار زیر است:
1- از این دنیا اعراض کنید که دیر یا زود از شما اعراض خواهد کرد.
منظور این نیست که در ارتباط با دنیا سست و بی خیال باشیم بلکه با آن جدی برخورد کرده و در تکاپو باشیم.
این نیست که از دنیا قهر کنیم بلکه باید با آن دنیا آشتی کنیم.
در خطبه آمده است: ای مردم دنیایی که به طور طبیعی شما را می پروراند و مانند گهواره شما را به حرکت درمیآورد،  دیر یا زود شما را رها خواهد کرد. این دنیا را رها کنید، یعنی هدف اعلا ی جهان گرانبهایتان را از این دنیا، که عبارت است از برقراری ارتباط ما بین خود طبیعی شما و یک مشت مادیات ناآگاه، بجویید. بلکه از آن دنیا نجویید.
2- این دنیا اجسام و همه ابعاد مادی شما را تدریجا رو به زوال می برد و بالاخره می پوساند.
درست بیندیشید، آیا عشق به تازه ماندن کالبد مادی و دیگر شئون طبیعی می تواند در برابر قوانین حاکم بر هستی عرض اندام نموده و در هفتاد و هشت سالگی نشاط و طراوت بیست سالگی را انتظار داشت.
وسایل آرایش و نمودهای زیور و زینت به اندازه ای محدود و تا مدتی محدود می تواند پرده ای روی واقعیت ها که تبلورگاه قوانین است بکشد، نه به اندازه نامحدود بلکه تا زمان و اندازه محدود.
حتی همان پرده هم که آرایش و پیرایش روی واقعیت ها می کشد، با دقت و کنجکاوی در جولا ن چشم ها و نمودهای دیگر اعضا چنان شفاف  زیر خود را می نمایند.
«ثوب الریا» یشف عما تحته
فاذا التسبت به فانک غار»
«لباس ریا زیر خود را با شفافیتی که دارد نشان می دهد. لذا اگر این لباس را بپوشی تو واقعا برهنه ای»
اگر ما انسان ها توقع تازه ماندن کالبد مادی را که توقع امری است امکان ناپذیر، از سر خود بیرون کنیم و به ایجاد عوامل تازگی مستمر روانی بپردازیم، نه تنها رفتاری مطابق قانون انجام می دهیم، بلکه هم دنیا برای ما هر لحظه تازگی خواهد داشت و  هم  روان ما واقعا از خاصیت روانی که جریان و تجدد مستمر است برخوردار خواهد گشت.

نامه ها

1- به معاویه:
«و کیف انت صانع اذا تکشفت عنک جلا بیب ما انت فیه من دنیا قد تنجهت بزینتها»...
متن نامه: چه می کنی اگر این حجاب های دنیوی که خود را در آنها پوشیده ای، به کناری روند؟ دنیایی که آرایه هایش به زیبایی جلوه گرند و خوشی ها و لذت هایش فریبنده است. دنیا تو را به خود فراخواند و تو پاسخ دادی، و تو را در پی خود کشید و از پی او رفتی و فرمانت داد و اطاعتش کردی. چه بسا به ناگاه، کسی تو را از رفتن باز دارد، به گونه ای که هیچ سپری تو را از آسیب او نرهاند. پس عنان بکش و از تاختن باز ایست و برای روز حساب توشه ای برگیر و به سخن گمراهان گوش فرا مده.
2- به معاویه:
«اما بعد، فان الدنیا مشغله عن غیرها و لم یعیب صاحبها بمانال فیها عمالم.»
متن نامه: اما بعد، دنیا آدمی را چنان مشغول خود می دارد که از دیگر چیزها غافل می گرداند. دنیا طلب از دنیا بهره ای نبرد جز آنکه آزمندی و شیفتگی اش فزونی گیرد و  آنچه  از دنیا به چنگش افتاده او را از آنچه هنوز به دستش نیفتاده، بی نیاز نمی کند.
پس از آن جدایی است، از آنچه گرد آورده یا شکستن و در هم ریختن آنچه محکم کرده و انتظام داده. اگر از آنچه گذشته است پند گیری، باقی مانده را نگه توانی داشت.
3- به معاویه:
فان الله سبحانه جعل الدنیا بما بعدها، وابتلی فیها اهلها...»
خدای سبحان دنیا را برای آخرت ما که پس از آن می آید، آفریده است و مردمش را می آزماید تا معلوم شود کدامیک به عمل نیکوترند. ما برای دنیا آفریده نشده ایم و ما را به کوشش در کار دنیا امر نفرموده اند.
ما را به دنیا آورده اند تا بیازمایندمان. خداوند مرا به تو آزموده است و تو را به من و یکی از ما را حجت دیگری قرار داده. پس  تو در پی دنیا تاختی و به تاویل قرآن پرداختی و مرا به جنایتی متهم ساختی، که دست و زبان من در آن دخالتی نداشتند. عالم شما جاهلتان را برانگیخت و ایستادگانتان، نشستگانتان  را. پس درباره خود از خدای بترس و روی به آخرت نه، که راه آخرت راه ما و راه توست. و بترس که به زودی تو را حادثه ای رسد که ریشه ات را برکند و نسلت را براندازد. برای تو سوگند می خورم، که اگر دست تقدیر مرا و تو را به هم رساند همچنان در برابر تو خواهم بود. «تا خداوند میان ما داوری کند که او بهترین داوران است.» (سوره اعراف)
1- و قال علیه السلا م: «اذا اقبلت الدنیا علی قوم اعازتهم محاسن غیرهم، و اذا ادبرت عنهم سلبهم محاسن انفسهم
«وقتی که دنیا به قومی روی میآورد، خوبی های دیگران را به آن ها عاریت دهد و چون پشت کند، خوبی هایشان را از ایشان بستاند»
2- قال علی(ع): «ان الدنیا و الا خره عدوان متفاوتان و سبیلا ن مختلفان، فمن احب الدنیا و تولا ها ابعض الا خره و غاداها...»
علی(ع) فرمود: «دنیا و آخرت دو دشمن ناهمگون اند و دو راه گونه گون. هر که دنیا را دوست بدارد، آخرت را دشمن داشته. دنیا و آخرت به مثابه شرق و مغرب اند و کسی که میان آن دو سیر می کند، هر گاه به یکی نزدیک شود از دیگری دور گردد یا چون دو زن هستند در نکاح یک شوی.»
3- قال امیرالمومنین(ع): «مثل الدنیا کمثل الحیه لئن مسها و السم النامع بین جو فها، یهوی الیها العز الجاهل، و یحذرها و ذوالعب العامل.»
امیرالمومنین علی(ع) فرمود: دنیا همانند مار است. چون بر آن دست کشند، نرم آید، ولی در درون آن زهر کشنده است. مردم فریب خورده و نادان بدان میل کنند و خردمند عاقل از آن دوری جوید.»
4- قال علی علیه السلا م: «الدنیا دار ممر دار مقر، والناس فیهار جلا ن: رجل باع نفسه فاوبقها، و رجل اتباع نفسه فاعتقها.
امام علی(ع) فرمودند: «دنیا سرایی است گذرگاه، نه سرایی که در آن قرار توان یافت. مردم در دنیا دو گروهند. آن که خود را فروخت و به تباهی افکند و آن که، خود را خرید و آزاد کرد.
5- قال امیرالمومنین: «انما المر» فی الدنیا عرض تنقل فیه المئابا» نهب تبادره المصلب ما، مع کل جرعه شرق، و فی کل اکله غصص، ولا  ینال العبد و نعمه الا  بعرا اخری.»
امیرالمومنین فرمود: آدمی در این دنیا همانند هدفی است که نیروهای مرگ به سوی آن روان است یا چون  متاعی است که رنج ها و محنت ها برای ربودنش پیش دستی کنند. هر جرعه آبش گلوگیر شود دو هر لقمه اش در حلق بماند. هیچ بنده ای نعمتی را فرا چنگ نیاورد، مگر آن که نعمت دیگری را از دست بدهد.
6- و قال علیه السلا م: «و الله لدنیا کم هذه اهون فی عینی من عراق خنزیر فی ید مجذوم.
آن حضرت فرمود: «به خدا سوگند که دنیای شما در چشم من بی ارج تر از پاره استخوان خوکی است در دست شخصی جذامی.
7- قال علی علیه السلا م: «قراره الدنیا حلا وه الا خره، و حلا وه الدنیا قراره الا خره.
فرمودند: «تلخ کامی دنیا، شیرین کامی دنیا تلخ کامی آخرت است.»
8- و قال علی(ع): «اهل الدنیا کرکب یسار بهم و هم نیام».
علی(ع) فرمودند: «مردم دنیا چون کاروانیانی هستند که می برندشان و آنها در خواب اند.»
9- قال امیرالمومنین(ع): «لتعطفن الدنیا علینا بعد شما سها عطف الضروبین علی ولدها».
امیرالمومنین فرمود: «دنیا پس از کژتابی هایش به ماروی خواهد کرد و مهربان خواهد شد. چونان ماده شتر بدخویی که به بچه خود مهربان شود.»
10- «من اصبح علی الدنیا جزینا فقد اصبح لقضا» الله ساخطا، و من اصبح یشکو مصیبه نزلت به فانما یشکو ربه، و من انی غنیا فتواضع له لغناه ذهب دینه».
امام علی فرمود: «هر که برای دنیا غمگین گردد، بر قضای خداوندی خشم گرفته است و هر که از مصیبتی که به او رسیده، شکایت کند، از پروردگارش شکایت کرده و هر که نزد توانگری رود و به سبب مالش فروتنی کند، دو ثلث دینش را از دست می رود.»
11- قال علیه السلام: «طوبی لزاهدین فی الدنیا الراغبین فی الاخره، اولئک قوم اتخذوا الارض بساطا و...»
آن حضرت فرمود: «خوشا به حال کسانی که دنیا را رها کرده اند و به آخرت روی آورده اند. اینان افرادی هستند که زمین را فرش خود و خاک را بستر و آبش را عطرخشبوی خود ساخته اند و چون مسیح، دنیا را از خود دور ساخته اند.»
12- و قال علیه السلام: الناس فی الدنیا عاملان: عامل عمل فی الدنیا للدنیا قد شغلته دنیا عن آخرته یخشی علی من یخلفه الفقر و یامنه علی نفسه، فیضی عموه فی منفعه غیره; و عامل عمل فی الدنیا لما بعدها فجا»ه الذی له من الدنیا بغیر عمل، فاحزز الخطین معا، و ملک الدارین جمیعا، فاصبح وجیها عند الله، لایسان الله حاجه فیمتعه.
و فرمود: مردم در دنیا دو گونه کار می کنند: یکی در دنیا، برای دنیا کار می کند و دنیا چنانش به خود مشغول داشته که به آخرتش نمی پردازد و می ترسد که بازماندگانش گرفتار فقر شوند و حال آنکه، خود از دنیا در امان است. چنین کسی عمر خود را برای سود دیگران تباه می کند و آن دیگر در دنیا برای آخرتش کار می کند پس بهره او از دنیا بی هیچ رنجی به دستش می آید، چنین کسی نصیب خود از دنیا و آخرت فراهم آورد و مالک دو سرای شود. در نزد خدای هم آبرومند است و هم حاجت که از او خواهد، برآورد.
با توجه به سخن استاد مطهری، به چند مطلب از سخنان گهربار حضرت علی(ع) درباره ستودن و مذمت دنیا اشاره می کنیم.

دنیا و اوصاف آن

حکمت 126
امام علی علیه السلام هنگامی که شنید مردی دنیا را نکوهش می نمود  (در ستودن دنیا) فرمود:
ای نکوهنده دنیا که به نیرنگ او فریفته شده ای و به ناراستی هایش گول می خوری! آیا به دنیا فریفته شده ای و آن را نکوهش می نمایی، تو بر آن جرم و گناه می نهی یا دنیا بر تو جرم می نهد؟ از کجا و چه وقت دنیا تو را سرگردان نمود، یا کی فریبت داد؟ آیا به جاهای بر خاک افتادن پدرانت و پوسیده شدن آنها یا به خوابگاه های مادرانت زیر خاک؟ چه بسیار با دست های خود (به تنهایی برای بهبود درد بیمارانت) یاری نمودی و چه بسیار با دست هایت (بیماران را) پرستاری کردی؟ برای آنان بهبودی طلبیدی و از اطبا فایده دارو پرسیدی و با مواد داروی تو ایشان را بی نیاز نمی کرد و گریه تو بر آنان سود نداشت و ترس تو هیچ یک از آنها را فایده نبخشید و درباره او به خواست خود نرسیدی و به توانایی خویش بیماری و مرگ را از او دور ساختی! و دنیا او را برای تو سرمشق قرار داد و هلاک شدن او را هلاک شدن تو (تا بدانی با تو آن خواهد کرد که با او نمود) محققا دنیا سرای راستی است برای کسی که (گفتار) آن را باور دارد و سرای ایمنی از عذاب الهی است برای کسی که فهمید و آنچه را که خبر داد دریافت و سرای توانگری است برای کسی که از آن توشه بردارد و سرای پنداست برای کسی که از آن پند گیرد، جای عبادت و بندگی دوستان خدا و جای نمازگزاردن فرشتگان خدا،  و جای فرودآمدن وحی (پیغام) خدا و جای بازرگانی دوستداران خدا است که در آن رحمت و فضل (او را) به دست آورده و سودشان بهشت بود پس کیست دنیا را نکوهش می کند در حالی که مردم را به دوری خود (از آنها) آگاه ساخت و به جدایی خویش ندا داد و خود و اهلش (مردم) را به فنا و نیست شدن خبر داد، پس برای ایشان به گرفتاری خود گرفتاری (آخرت) را نشان داد و آنان را به شادی خویش بر شادی (آخرت) آرزومند گردانید؟! شب می کند با تندرستی و بامداد کند در سختی و اندوه برای ترغیب و خواستاری و ترس و بیم و بر حذر بودن (از معصیت و نافرمانی) پس در بامداد پشیمانی (رستاخیز که اعمال آشکار می گردد) گروهی از مردم (بدکاران) آن را نکوهش می نمایند و دیگران (نیکوکاران) روز قیامت آن را بستایند (از آن خوشنودند) که دنیا (آخرت را) یادآوریشان کرد و آنان هم (آن را) به یاد آوردند و آنها را خبر داد و ایشان هم تصدیق نمودند و آنان را پند داد و آنها هم پذیرفتند (و به سعادت جاوید رسیدند) و امام علی (ع) درباره دنیا فرموده است: دنیا سرای گذشتن است نه سرای ماندن و مردم در آن به دو دسته اند: دسته ای خود را در آن به خواهش های خویش بفروشد پس خویش را هلا ک گرداند، و دسته ای خود را به طاعت و بندگی بخرد پس خود را از عذاب رستاخیز برهاند.
در مذمت دنیا و دوری کردن از آن خطبه 110
از خطبه های آن حضرت علیه السلا م است در مذمت دنیا و دوری کردن از آن:
پس از حمد بر خدا و درود بر پیغمبر اکرم(ص)، شما را از (دل بستن به) دنیا بر حذر می دارم زیرا دنیا (به کام دنیاپرستان) شیرین و در نظر آنان سبزوخرم است. به شهوت ها و خواهش های بیهوده پیچیده شده است و به وسیله متاع های زود از بین رونده اظهار دوستی می نماید و به زیورهای اندک (مردم را) به شگفت آورده شاد می نماید و برای آرزوها (ی بیجا که اطمینان به آن نیست) و فریب (نادانان) خویش را آرایش نموده و شادی آن پایدار نیست و از درد و اندوهش آسوده نمی باید گشت، بسیار فریبنده و زیان رساننده است تغییردهنده حالا ت است (توانگری را به درویشی و آسایش را به سختی و زندگی را به مرگ و تندرستی را به بیماری تبدیل می نماید یا مانع و جلوگیراست از به دست آوردن سعادت همیشگی و بهشت جاودانی) فانی و نابود و تباه می گردد، شکم خواره ای است که همه را هلا ک می کند (شکم خاک از طعمه آسان هرگز سیر نشود و طبع افلا ک از تباه ساختن آدمیان ملول نگردد) زمانی که آرزوی راغبین به دنیا که به آن خوشنود هستند به نهایت رسید دنیا از این که می باشد تجاوز نمی کند همچنان که خداوند تعالی در قرآن کریم می فرماید  مثل دنیا مانند گیاه زمین است که به آبی که آن را آسمان فرستادیم، آمیخته شد پس بامداد (روز دیگری) آن گیاه خشک گردید به قسمتی که بادها آن را پراکنده می سازند و خداوند بر همه کارها و چیزها قادر و توانا است (سوره 18، آیه 45): (خوشنودی و آسایش دنیا به دیاری ماند سبز و خرم که به اندک زمانی خشک گشته و هستی آن به باد فنا می رود). هیچ مردی از متاع دنیا مسرور و شادمان نبوده مگر آن که در پی آن گریه گلوگیر یا غم و اندوه به او رو آورده است و از خوشی هایش به کسی رو نیاورده مگر این که از بدی هایش به او زیانی رسانده (هیچ کس به دلخواه از دنیا شکمی سیر نکرد و به آرزوی خود نرسید مگر این که دنیا پشت کرده نعمت از او باز گرفت) و در دنیا او را باران فراخی و خوشبختی تر نساخت مگر این که ابر بلا  پی در پی بر او بارید و چون رفتار دنیا این گونه است. شایسته است که در اول بامداد یار و یاورانتان بوده او را همراهی نماید و در شب تغییر یافته دشمنش گردد و اگر طرفی از آن گوارا و شیرین باشد طرف دیگرش تلخ و پر وبا (بیماری کشنده) است، هیچ کس از خوشی آن به مراد نمی رسد مگر این که از مصائب و اندوه های آن رنج و سختی را دریا بد و در بال امن و آسودگی شب را به سر نبرد و مگر این که بامداد بر روی جلوی بال های خوف و ترس بگذراند و بسیار فریبنده ای است که هر چه در آن است می فریبد و فانی شدنی است که هر که در آن است نابود می شود، خیر و نیکویی در هیچ از توشه  های آن نیست مگر در تقوا و پرهیزکاری، هر که اندکی از متاع دنیا را اخذ نماید به دست آورده چیزی که او را (از سختی حساب و بازرسی در قیامت) بسیار ایمن گرداند و هر که زیاد گردآورد دریافته چیزی که (هنگام حساب) بسیار او را هلا ک خواهد نمود و در دنیا هم به زودی از او زائل می گردد...


منابع

نهج البلاغه، ترجمه عبد المحمد آیتی
نهج  البلاغه، به تعلیم فیض الاسلام
ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، محمدتقی جعفری
شرح و ترجمه نهج البلاغه، فیض الاسلام
د  دبیر آموزش و پرورش منطقه  3



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر