تبلیغات
مشاوره و روان درمانی رهگشــا - تقوا چیست؟ براساس آیات و احادیث و اقوال
 
تقوا چیست؟ براساس آیات و احادیث و اقوال
تقوا پایه ی اول اخلاق اسلامی و اجتماعی است که آن را تأیید، آشکار و پایه بلند می گرداند و آن را از اراده قوی و فضایل یقینی و واجب قرار می دهد. تقوا، یعنی نگهداشتن نفس در برابر آن چه که از آن می ترسد. برای مثال: « اتّقی فلان بکذا » فلانی از آن چیز پرهیز می کند؛ و بیم از آن را وسیله نگهداری از خود قرار می دهد. تقوا از « ارتقا » یعنی « برحذر بودن » و سلامت ماندن به وسیله چیزی که جلو بیم و ترس آدمی را خواهد گرفت. و در اصطلاح شرع و عقل خویشتن داری از آن چه که عیب آورد و آن را در معرض سرزنش و عذاب قرار دهد.  و این نگهداشتن هم به وسیله ی ترک اسباب و نا خشنودی و کیفر و به جای غذاب قرار دهد. و این نگهداشتن هم به وسیله ی ترک اسباب و ناخشنودی و کیفر و به جای آوردن واجباتی رهایی بخش است که انسان را به سوی نعیم سرمدی و پاداش اعمال سوق می دهد، و این ها هم زمانی تکمیل می شود و به اتمام می رسد که قسمتی از چیزهای مباح « احتیاطا” » ترک گردد؛ حدیث شریف به این اشاره دارد که : « حلال معلوم است و حرام معلوم، و میان این دو، چیزهایی همانند و مشکوک وجود دارد که بسیاری از مردم آن را ترک نخواهند کرد. و هر کس از چیزهایی مشکوک حذر نماید، « در واقع » دین و نیک نامی خویشتن را « از آلودگی و بد نامی » تبرئه کرده و محفوظ داشته است و هر که در آن بیفتد و به آن بپردازد، ( قطعا”) در کار حرام افتاده؛ مثالش همانند چوپانی است که : ( گله را ) پیرامون مزرعه و جای منوع و قرقی بچراند، (هیچ ) بعید نیست که ( به عمد یا سهو ) به آن جا آسیب نرساند. بیدار باش! که هر کس ( برای خود ) قرق و مزرعه ای دارد؛ و بی تردید قرق خداوند نیز نزدیکان و مقربان اوست. بدان که: در وجود انسان، پاره گوشتی است، هرگاه اصلاح شد، همه اعضا اصلاح خواهد شد و اگر تباه گشت تمام اعضا ( به تبع آن ) تباه و فاسد می گردد؛ هان! آن ( پاره گوشت) قلب است. » از این حدیث نتیجه می گیریم، تقوای کامل پرهیز از شبهات است که به پاکی و صفای قلب از وسواس و خواسته های نفسانی و به پاکی حواس و ذهن و روان از پلیدی ها، ارتباط دارد و بی گمان این پاکی سرآغاز همه نیکیها و اخلاق پسندیده و اساس فضایل و امثال آن خواهد بود. واژه « تقوی » _ با توجه به تقدم و تأخر حروف اصلی آن _ از سه حرف (ق، و، ی ) ترکیب شده، که هر کدام به معنای خاصی اشاره می کند؛ مثلا: « ق » به معنی قدرت مادی و معنوی، « و » به معنی وقایت در مفهوم صیانت و امنیت و « ی »، اشاره به دوری و بر حذر بودی است که قرآن می فرماید:

« ‏یَا یَحْیَى خُذِ الْکِتَابَ بِقُوَّهٍ وَآتَیْنَاهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا‏ » مریم/۱۲

« ‏ ( هنگامی که یحیی متولّد شد و بزرگ گردید و به سنّ رشد رسید ، خطاب بدو گفتیم : ) ای یحیی ! کتاب ( تورات ) را با قوّت و ( قدرتِ هرچه تمام‌تر ) برگیر ( و با جدّ و جهدِ هرچه بیشتر بدان عمل کن ) . ما در کودکی بدو بینش ( دینی و فهم احکام الهی موجود در تورات ) دادیم . » یعنی با نیروی قلبی و تلاش برای عمل به قرآن

« خُذُوا مَا آتَیْنَاکُمْ بِقُوَّهٍ وَاذْکُرُوا مَا فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ » بقره /۶۳

« ( و به شما گفتیم : ) محکم برگیرید آنچه را به شما داده‌ایم ( که تورات است ) و در عمل بدان جدّی باشید و آنچه را در آن است بررسی کنید و در مدّنظر گیرید تا پرهیزگار شوید ( و خویشتن را با مواظبت احکام و دستورات آن ، از عذاب به دور دارید ) . » و در مورد وقایت و نگهداری از طریق تقوا را ثابت یم کند، می فرماید:

« ‏فَوَقَاهُ اللَّهُ سَیِّئَاتِ مَا مَکَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ‏ » غافر/۴۵

« ‏ خداوند ( چنین بنده‌ی مؤمنی را تنها نگذاشت و ) او را از سوء توطئه‌ها و نیرنگهای ایشان محفوظ و مصون داشت ، ولی عذاب بدی خاندان فرعون را در بر گرفت . ‏ ‏ » و:

« ‏إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَعِیمٍ‏ ‏فَاکِهِینَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ‏ » طور /۱۸ – ۱۷

« ‏‏ امّا پرهیزگاران در میان باغهای بهشت و نعمتهای فراوان جای دارند . ‏ ‏‏ و در برابر چیزهائی که خدا بدیشان داده است شاد و خوشحالند ، و ( نعمت بزرگتر از این ، این که ) خدای ایشان ، آنان را از عذاب دوزخ محفوظ و مصون داشته است . ‏ ‏ » و باز از زبان مومنان می فرماید:

« ‏فَمَنَّ اللَّهُ عَلَیْنَا وَوَقَانَا عَذَابَ السَّمُومِ‏ »طور/۲۷

« ‏ سرانجام خداوند در حق ما لطف و مرحمت فرمود ، و از عذاب سراپا شعله‌ی دوزخ ما را بدور داشت ‏ » و

« ‏فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِکَ الْیَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَهً وَسُرُورًا‏ » انسان /۱۱

« ‏ به همین خاطر ، خداوند آنان را از شرّ و بلای آن روز محفوظ می‌دارد ، و ایشان را به خرّمی و شادمانی می‌رساند . ‏ »

اینک حدیث شریف نیز معنی وقایت و خویشتن داری را از طریق تقوا، موید می گرداند و می فرماید: « هر یک از شما خود را زا آتش دوزخ محفوظ می دارد. »

یعنی به وسیله طاعت و اعمال نیک خود را از آتش در امان خواهد داشت. و : « هر کس خدا را نافرمانی کند در سلامت و امان نخواهد بود » حضرت علی ( رض) می فرماید: « هر وقت، سختی و تنگدستی بر ما فشار می آورد و ما را تهدید می نمود و محاصره می کرد، به حضرت رسول (ص) پناه می بردیم. » مرحوم رافعی می گوید: « واژه تقوا فقط به وسیله اخلاق پایدار و خلل ناپذیر تفسیر می شود؛ و خیر امت ( بهتریم مردم) آنان هستند که از ارکان جامعه خود را با اخلاق پایدار، استوار بدارند. بی شکف مرجع تقوا در دید اجتماعی دو چیز است: امر به معروف و نهی از منکر، و این دو آاز و پایان همه قوانین آداب و اجتماع است. و مرجع تقوا _ در واقع _ فقط ایمان به خداست و جامعه ای که برای افرادش خواستار تقوای برتری باشد؛ از این فضیلت نیز صفات اجتماعی و مختلفی به افراد جامعه باز خواهد گشت که مجموع آن: صفت تاریخی واحدی است که به خیر امت، تعبیر می شود. » قران می فرماید:

« ‏کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ » آل عمران /۱۱۰

« ‏ شما ( ای پیروان محمّد ) بهترین امّتی هستید که به سود انسانها آفریده شده‌اید ( مادام که ) امر به معروف و نهی از منکر می‌نمائید و به خدا ایمان دارید … »

بر اساس درک عمیق از رسالت اسلام، رافعی در تعریف تقوا می گوید: مقصود قرآن از فضیلت تقوا قانون و احکامی است در رابطه انسان با انسان و انسان با آفریدگار. بنابراین، مراد از بیان قران درباره تقوا در بیشتر آیات، آن است که: انسان از آن چه که زیان خود و یا زیان دیگران را داشته باشد، حذر کند.

حال اگر پس از این مقدمات به قران باز گردیم می بینیم که قرآن آدمی را به تقوا فرا می خواند و تشویق می نماید و به آن دستور می دهد. جمله « اتّقوا الله » د۰ بار وارد شده است. و در سوره بقره می فرماید:

« وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى » بقره /۱۹۷

« و توشه برگیرید ( هم برای سفر حجّ و هم برای سرای دیگرتان و بدانید ) که بهترین توشه پرهیزگاری است » و :« وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِکَ خَیْرٌ… » اعراف /۲۶

« لباس تقوا و ترس از خدا ، بهترین لباس است ( که انسان خود را بدان می‌آراید و خویشتن را از عذاب آخرت می‌رهاند ) . »

درباره مومنان می فرماید:

« وَأَلْزَمَهُمْ کَلِمَهَ التَّقْوَى وَکَانُوا أَحَقَّ بِهَا وَأَهْلَهَا » فتح /۲۶

« خدا اطمینان خاطری بهره‌ی پیغمبرش و بهره‌ی مؤمنان کرد ( و آرامشی خوش به دلهایشان راه داد ، تا در پرتو آن ، طوفان خشم و ناراحتی خویش را فرو نشانند ، و راضی به قضای خدا ، و گوش به فرمان پیشوای خود باشند ، و سر به شورش برندارند ) . همچنین خدا ایشان را بر روح ایمان ماندگار کرد و ( به حقیقت از هر کس دیگری ) سزاوارتر برای روح ایمان و برازنده‌ی آن بودند »

و :« ‏یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقَانًا وَیُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ‏ » انفال /۲۹

« ‏ ای مؤمنان ! اگر از خدا ( بترسید و از مخالفت فرمان او ) بپرهیزید ، خدا بینش ویژه‌ای به شما می‌دهد که در پرتو آن حق را از باطل می‌شناسید ، و گناهانتان را می‌زداید و شما را می‌آمرزد ، چرا که یزدان دارای فضل و بخشش فراوان است . ‏ »

قرآن می فرماید: دعوت پیامبران من جمله: نوح، هود، صالح، لوط، شعیب و الیاس از مومشان این جمله بود : « الا تتقون؟ » ( آیا پرهیزگاری خدا را نمی کنید؟) و این تعبیر قرآنی شش بار تکرار شده است.

قرآن کریم پرتوهایی از صفات اهل تقوا را به ما گوشزد نموده و یاد آور شده که نشانه های اهل تقوا این است که توبه و بازگشت به راه راست به دنبال خواهند داشت، که می فرماید:

« ‏إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ‏ » اعراف /۲۰۱

« ‏ پرهیزگاران هنگامی که گرفتار وسوسه‌ای از شیطان می‌شوند به یاد ( عداوت و نیرنگ شیطان ، و عقاب و ثواب یزدان ) می‌افتند ، و ( در پرتو یاد خدا و به خاطر آوردن دشمنانگی اهریمن ) بینا می‌گردند ( و آگاه می‌شوند که اشتباه کرده‌اند و از راه حق منحرف شده‌اند ، و لذا شتابان به سوی حق برمی‌گردند ) . ‏ »

و نشانه های دیگر اهل تقوا، اطاعت نیکو و محکم کاری در عمل است که در پایان سوره نحل می فرماید:

« ‏إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِینَ اتَّقَوْا وَالَّذِینَ هُمْ مُحْسِنُونَ‏ » نحل /۱۲۸

« ‏ بی‌گمان خدا ( مرحمت و معونت و حفاظت و رعایت همه جانبه‌اش ) همراه کسانی است که تقوا پیشه کنند و ( با دوری از نواهی ، خود را از خشم خدا به دور دارند ، و با تمام نیرو و قدرت ) با کسانی است که نیکوکار باشند و ( با انجام اوامر الهی خویشتن را به الطاف ایزد نزدیک سازند ) . ‏ »

و نشانه های دیگر این که: باید اهل تقوا بیدار و زیرک باشند در سوره احزاب خطاب به زنان پیامبر چنین آمده:

« ‏یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا‏ » احزاب /۳۲

« ‏ ای همسران پیغمبر ! شما ( در فضل و شرف ) مثل هیچ یک از زنان ( عادی مردم ) نیستید . اگر می‌خواهید پرهیزگار باشید ( به گونه‌ی هوس‌انگیز ) صدا را نرم و نازک نکنید ( و با اداء و اطواری بیان ننمائید ) که بیمار دلان چشم طمع به شما بدوزند . و بلکه به صورت شایسته و برازنده سخن بگوئید . ( بدان گونه که مورد رضای خدا و پیغمبر او است ) . ‏ ‏ »

در سوره ی آل عمران مجموعه ای از علامات و صفات و نشانه های تقوا را یادآوری می شود که عبارتند از : ۱- انفاق هم در حالت بی نیازی و هم در حالت تنگدستی ۲- فرو بردن خشم که سخت ترین حالات آن است که انسان از راه صبر به قران می رسد. نقل است که: روزی خدمتگزار حضرت عایشه ( رض) او را به خشم آورد، فرمودند: « خدا خیرش دهاد! انسان خشمگین دوایی ندارد » ۳- صرف نظر کردن پارسایان از مردم و نادیده گرفتن لغزشهایشان ۴- نیکوکاری ۵- شتاب کردن در آمورزش طلبیدن از گناهان ۶- پافشاری نکردن بر گناه و نافرمانی ( هر چند کوچک باشد). خداوند متعال می فرماید:

« ‏وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَجَنَّهٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ‏ ‏الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ‏ ‏وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ‏ ‏أُولَئِکَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَهٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ‏ » آل عمران/ ۱۳۶ -۱۳۳

« ‏ و ( با انجام اعمال شایسته و بایسته ) به سوی آمرزش پروردگارتان ، و بهشتی بشتابید و بر همدیگر پیشی گیرید که بهای آن ( برای مثال ، همچون بهای ) آسمانها و زمین است‌ ؛ ( و چنین چیز با ارزشی ) برای پرهیزگاران تهیّه دیده شده است . ‏‏ آن کسانی که در حال خوشی و ناخوشی و ثروتمندی و تنگدستی ، به احسان و بذل و بخشش دست می‌یازند ، و خشم خود را فرو می‌خورند ، و از مردم گذشت می‌کنند ، و ( بدین وسیله در صف نیکوکاران جایگزین می‌شوند و ) خداوند ( هم ) نیکوکاران را دوست می‌دارد . ‏‏ و کسانی که چون دچار گناه ( کبیره‌ای ) شدند ، یا ( با انجام گناه صغیره‌ای ) بر خویشتن ستم کردند ، به یاد خدا می‌افتند ( و وعده و وعید و عقاب و ثواب و جلالت و عظمت او را پیش چشم می‌دارند و پشیمان می‌گردند ) و آمرزش گناهانشان را خواستار می‌شوند – و بجز خدا کیست که گناهان را بیامرزد ؟ – و با علم و آگاهی بر ( زشتی کار و نهی و وعید خدا از آن ) چیزی که انجام داده‌اند پافشاری نمی‌کنند ( و به تکرار گناه دست نمی‌یازند ) . ‏‏ آن چنان پرهیزگارانی پاداششان آمرزش خدایشان و باغهای ( بهشتی ) است که در زیر ( درختان ) آنها جویبارها روان است و جاودانه در آنجاها ماندگارند ، و این چه پاداش نیکی است که بهره‌ی کسانی می‌گردد که اهل عملند ( و برابر فرمان خدا کار می‌کنند ) . ‏ ‏ »

وقتی که استاد رشید رضا در تفسیرش به این آیات توجه خود را مبذول داشت؛ یاد آور شد که در این جا درجه ای پایین تر برای عموم مومنان پارسا و شایسته بهشت وجود دارد، آنان که هنگام گناه، نهی و کیفر را به یاد می اوردند و فورا” به سوی توبه می شتابند. سپس اشاره می کند که مرتبه ای بالاتر از مراتب گذشته موجود است که از آن خواص پرهیزگاران خواهد بود بود که هر گاه گناهی بر آنان چیره شود، ان مقام والای پاک و دور از نقص الهی را که سرچشمه ی همه کمالات و موجب قرب بارگاه اوست، به یاد می آورند. این قرب، منتها آرزوی انسان و سبب شناختن و آراستن به اخلاق نیکوی خدایی خواهد شد. پس هرگاه چنین شد، وسوسه شیطان از آنان دور می گردد و نفس پاک رحمان را در می یابند؛ آن گاه آمرزش خواهان به امید رحمتش به سوس او می شتابند و به قانونش می گروند و می دانند که جز خدا، آمرزنده ای موجود نیست و کسانی که نیاز را به درگاهش نبرند، گمراهانند؛ زیرا همه از اوست و به سوی او باز می گردد و فقط او در قانون و دین دخل و تصرف می کند و با قدرت بی منتهای خود بر هستی فرمانرواست.»با کمی تدبر در آیات قرآن می فهمیم که تقوا جمال راستی، پایداری و حسن ثمرات قرآن را ثابت می گرداند و می فرماید:

« ‏الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِینَ‏ » زخزف /۶۷

« ‏ دوستان ، در آن روز ، دشمنان یکدیگر خواهند شد ، مگر پرهیزگاران . ‏ »

پس هر نوع دوستی و هم نشینی که برای غیر خدا باشد در روز قیامت به دشمنی تبدیل خواهد شد؛ اما دوستی خالصانه، هم در دنیا و هم در قیامت پایدار خواهد ماند. این دستورف اندیشه های ما را بیشتر روشن می گرداند، و تذکر می دهد که تقوا سبب حفظ و نگهداری حقوق و ارزش دوستان و بیگانگان خواهد شد. ابولعباس طوسی می گوید: « بزرگ جلوه دادن حقوق مومنان از بزرگداشتن حقوق خداوند متعال سرچشمه می گیرد و از این طریق، انسان مومن به جمع بندی حقیقت تقوا پی خواهد برد. »

پس با تدبر در قران می فهمیم که نبودن تقوا در درون انسان، سبب تباهی اوست و دیگران را نیز به تباهی می کشاند. شخص بی تقوا، ادعا کردن، خود نمایی و لاف زدن، دروغ گویی، انفاق، فساد و کارهای بد را برای خود روا می داند و هرگاهواعظی او را نصیحت کند که از خدا پروا کند، تکبر می ورزد. اکنون به قرآن باز می گردیم که چه می گوید:

« ‏وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ‏ ‏وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِی الْأَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَیُهْلِکَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ‏ ‏وَإِذَا قِیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّهُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ‏ ‏وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ‏ » بقره / ۲۰۷ – ۲۰۴

« ‏ در میان مردم کسی یافته می‌شود که سخن او در ( باره‌ی امور و اسباب معاش ) زندگی دنیا ، تو را به شگفت می‌اندازد ( و فصاحت و حلاوت کلام او ، مایه‌ی اعجاب تو می‌شود ) و خدا را بر آنچه در دل خود دارد گواه می‌گیرد ( و ادّعاء دارد که آنچه می‌گوید ، موافق با چیزی است که در درون پنهان می‌دارد ، و گفتار و کردارش یکی است ) . و حال آن که او سرسخت‌ترین دشمنان است . ‏ ‏‏ و هنگامی که پشت می‌کند و می‌رود ( و یا به ریاست و حکومتی می‌رسد ) ، در زمین به تلاش می‌افتد تا در آن فساد و تباهی ورزد و زرع و نسل ( انسانها و حیوانات ) را نابود کند ( و با فساد و تباهی خود ، اقوات و اموال و ارواح را از میان ببرد ) ، و خداوند فساد و تباهی را دوست نمی‌دارد . ‏‏ و هنگامی که بدو گفته می‌شود : از خدا بترس ( و اقوال و افعال برابر دار و به جای افساد اصلاح کن ) ، عظمت ( و نخوت ، سراپای ) او را فرا می‌گیرد و ( غرور ) گناه ( او را به بزهکاری وادار ) می‌کند . پس دوزخ او را بسنده است و چه بد جایگاهی است . ‏‏ و در میان مردم کسی یافته می‌شود که جان خود را ( که عزیزترین چیزی است که دارد ) در برابر خوشنودی خدا می‌فروشد ( و رضایت الله را بالاتر از دنیا و مافیها می‌شمارد و همه چیز خود را در راه کسب آن تقدیم می‌دارد ) و خداوندگار نسبت به بندگان بس مهربان است ( و بدانان در برابر کار اندک ، نعمت جاوید می‌بخشد و بیش از توانائی انسانی برایشان تکالیف و وظائف مقرّر نمی‌دارد ) . »

خداوند خیرش دهاد آن صوفی مشهور، « شاه کرمانی »! که می گوید:« نشانه تقوا، پارسایی و نشانه پارسایی هم خویشتن داری در هنگام شبهات و چیزهای مشکوک است. » بی تردید، حذر، هنگام وجود شبهات، ثمره صداقت پروای انسان از خداوند خواهد بود. و هر کس از پروردگارش پروا داشته باشدف قطعا” از پایمال کردن هر نوع حقی و ستم روا داشتن به هر انسانی و یا ترویج فساد و تباهی، خود را باز می دارد. و در این جا، خوف به تقوا تعبیر می شود، همان گونه که تقوا به خوف، چون میان این دو ارتباط مستقیم وجود دارد. پس هر کس خواهان تقوا باشد به گناه نزدیک نمی شود و از آن دوری می گزیند. و معمولا” کسی از چیزی بترسد، حذر می کند و می پرهیزد و از جمله ان چه که ثمره تقوا در ارتباط میان مردم پیوند دارد، این که تقوا در رجمت و مقدمه ای برای استحکام بخشی مساوات حقیقی پایدار در میان مردم خواهد بود. و نظر مرحوم رافعی این است که : « تقوا سرچشمه زلال نیت مومنان نسبت به پروردگار است. پس هرگاه به وسیله آرزوهای نفسانی و شهوانی، آنان سرکش و ستمگر و منحرف شدند، نشانه ی آن روی گرداندن از پروردگار و دوری از پارسایی و حقیر شمردن سرزنش ها و تهدید های خداوند است، پس اگر قلب هر کدام از اهل ایمان به تقوای خدا جمع نگردید، به خدا خاطر جمع نخواهد شد. و هر گاه انسان به بینش بیماری زا و وبا آفرین و پست گرفتار شد، مسلما” متکبر، مغرور و جنایت پیشه و دشمن مساوات در میان مردم خواهد بود. » قران کریم می فرماید:



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر