تبلیغات
مشاوره و روان درمانی رهگشــا - سخن ما در روش تفسیر واژه محور قرآن کریم
 
سخن ما در روش تفسیر واژه محور قرآن کریم
Image result for ‫سخن ما در روش تفسیر واژه محور قرآن کریم‬‎


مفسرین معمولاً اعجاز قرآن در فَصاحت و بلاغت را در گفتار و موزون بودن کلمات آن می‏ دانند؛ در حالی که شالوده‏ فصاحت یک کلام، از زیبایی و حسن انتخاب واژگان آن سرچشمه می‏گیرد، و اول قدم در شناخت ظرائف معانی آیات، از تدبر در واژه‏ های وحی آغاز می‏ شود...

ویژگیهای خاص زبان عربی



زبان عربی در میان سایر زبان‏ ها، به گستردگی واژه‏ ها ممتاز است؛ به گونه‏ ای که صاحب سخن می‏ تواند از کلمات مترادف فراوانی در انتقال معنای خود استفاده کند. اما این به میزان تسلط او بر معانی ظریف واژگان و لطافت وزن و ترکیب آن واژه بستگی دارد. مثلاً کلمه‏ ی خضوع و خشوع هر دو در فروتنی به کار می‏رود، ولی در اولی تواضع ظاهر و در دومی تواضع باطن و قلب مد نظر است. در کلام وحی، که سخن در انتقال عالی‏ ترین معارف ملکوتی به عالم خاکی است، و گوینده قادر متعال است، که خود خالق کلام است، قطعاً زیباترین واژگان در بدیع‏ ترین قالب‏ ها، محمل آن مطالب لطیف و ملکوتی است، و هرگز کلمه‏ ای بی‏ جهت به جای کلمه‏ ی دیگر به کار نمی‏ رود؛ چرا که هریک معنای خاص خود را دارد، تا به آن‏جا که برخی معتقدند اصولاً در قرآن کلمه‏ ی مترادف وجود ندارد، و هر واژه‏ ای که به کار رفته معنای خاص خود را داشته، که در فضای آیه معنای منحصر به فرد خود را دارد، به گونه‏ ای که اگر وزن و یا ریشه‏ ی لغتی را با واژه‏ ی دیگر عوض کنیم، معنا تغییر می‏ کند. مثلاً در آیه‎‏ی اول سوره‎‏ مبارکه‏ ی حمد، به جای آن‏که گفته شود: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمین‏»، اگر بگوییم: «المدح لله ...» و یا «الشّکر لله...» معنا تغییر می‏ کند؛ زیرا حمد، ستایش کسی در صفات کمالی و اختیاری اوست، خواه منفعتی برای حامد داشته باشد و یا نداشته باشد، ولی در مدح، اعم از اختیاری و غیر اختیاری است، و یا شکر در ستایشی بکار می‏ رود که منفعتی از آن وصف کمالی به شاکر برسد.

از ویژگی‏ های دیگر زبان عربی، می‏ توان به گستره‏ ی اشتقاق‏ های گوناگون اسمی و فعلی این زبان، و رابطه‏ ی ریشه‏ های لغات با معنای آن‏ها اشاره کرد؛ که موجب به وجود آمدن انواع اشتقاق‏ های صغیر و کبیر و اکبر در لغت شده؛ و نیز روابط ظریفی میان معنای هر واژه و حروف آن به وجود آورده که علم اصوات در این زبان را رقم زده است.

این‏ نکات و ده‏ ها لطایف دیگر در مفرداتِ کلماتِ عربی (انتخاب واژگان)، در کنار ادبیات این زبان، در ترکیب لغات و علم نحو و بلاغت و معانی و بیان، بیش از هر زبان دیگر، در انتقال معنا به صاحب سخن کمک می‏کند. به طوری که به جرأت می‏ توان گفت هیچ زبانی در تاریخ بشریت، قدرت خلق این همه آثار ادبی و هنری در رشته‏ های مختلف نظم و نثر را نداشته است. و هرچند معارف بلند قرآن در هیچ قالب زمینی، آن گونه که باید، نمی‏ گنجد؛ و تنها مطهرین به آن حریم قدسی راه دارند (که خود فرمود: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ، فیِ کِتَابٍ مَّکْنُونٍ، لَّایَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ») ولی زبان عربی، در میان سایر زبان‏ ها، بهترین محمل در حمل کلام وحی است؛ و قرآن بر این مهم تاکید می‏ نماید، تا راه برای تدبر انسان‏ ها در قرآن باز شود: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِیًّا لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ» (یوسف: 2) و در این فضا است که معجزه‏ ی الهی در بهترین قالب‏ ها بر زبان رسول اکرم (ص) جاری می‏ شود، و آن‏ چنان قلب‏ ها و فکرها را مجذوب خود می‏ کند که دوست و دشمن در برابر عظمت این کتاب الهی زانو می‏ زنند.

توجه به «اعجاز واژگان» در قرآن کریم

اگر قرآن معجزه‏ ی الهی است، در همه‏ ی جهات معجزه است. اگر در بیان حقایق عالم غیب و شهادت، در تاریخ گذشتگان و احتجاج با مشرکان و منافقان و بیان احکام و معارف الهی معجزه است، از جهت ادبی و بلاغت نیز معجزه است؛ و اگر قرآن در فَصاحت و بلاغت و بیان معانی در زیباترین جمله‏ ها و ترکیب‏ ها همتا ندارد، در انتخاب واژه‏ ها و کلمات و ربط میان الفاظ و معانی مفردات قرآن نیز معجزه‏ ی الهی است.

مفسرین معمولاً اعجاز قرآن در فَصاحت و بلاغت را در گفتار و موزون بودن کلمات آن می‏ دانند؛ در حالی که شالوده‏ ی فصاحت یک کلام، از زیبایی و حسن انتخاب واژگان آن سرچشمه می‏گیرد، و اول قدم در شناخت ظرائف معانی آیات، از تدبر در واژه‏ های وحی آغاز می‏ شود. لذا در اعجاز قرآن باید دقت شود هر کلمه در آیه، چگونه بر معنای مورد نظر دلالت می‏کند؛ به گونه‏ ای که اگر کلمه‏ ی دیگری به جای آن انتخاب شود، آن معنا را نمی‏ رساند.

سخن ما در «تفسیر واژه محور»

سخن ما از همین جا آغاز می‏ شود که اگر اول قدم در درک آیات قرآن از ادبیات آن آغاز می‏ شود، و معجزه‏ ی قرآن در انتخاب بهترین واژگان و در بهترین قالب‏ ها و ترکیب‏ ها است، پس تحقیق واژه‏ های قرآنی و کشف ظرافت‏ های آن، و چگونگی قرار گرفتن این واژه‏ ها در ترکیب جملات، و بررسی ادبی و بلاغی آن‏ها، اولین گام در فهم معارف بلند قرآن است.

قدم دوم شناخت ظرافت‏ های انتخاب اوزان هر واژه در جمله است. مثلا خداوند در آیه‏ ی سوم سور‏ه‏ ی ماعون، در وصف مستکبرین می‏ فرماید: «وَ لایَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْکین» در حالی‏ که آیه می‏ توانست این گونه باشد: « و لا یحثّ....» و یا: «و لا هو محضّ علی اطعام المسکین». خداوند در این عبارت کوتاه، برای ترغیب به اطعام مساکین، واژه‏ ی «ح ض ض» را به جای «ح ث ث» به کار برد، تا بیانگر همه گونه ترغیبی، خواه لفظی و یا عملی و یا با قلم و یا اشارت، باشد؛ در حالی که «و لایحث..» تنها در راندن عملی به کار می‏ رود. و فعل مضارع به جای اسم فاعل به کار رفت، تا استمرار در ترغیب را نشان دهد. و نیز مصدر «طعام» بجای «اطعام» به کار رفت، تا بیانگر حق فقرا در اموال اغنیا باشد، و این‏که اگر به اغنیا توصیه در کمک به مساکین شده، منتی بر آنها نیست، بلکه این طعام و سهم آن‏ها در اموال اغنیاست، و ده ها نکته‏ ی ظریف دیگر که تنها با تدبر در واژگان قرآن به دست می‏ آید.

در این روش سعی بر آن است که کمتر به بحث‏ های روایی در توضیح آیات پرداخته شود، و تنها بر کشف معانی لغات تکیه شده، تا با شناخت ظرافت‏ های آن و فضایی که در ترکیب آیه معنای هر لغت ایجاد می‏ کند، به دقایق و لطایف آیات الهی برسیم، و گامی هر چند لرزان و با احتیاط به سوی درک معارف قرآن برداریم. تجربه ثابت کرده که با دقت و تأمّل در واژه‏ های قرآنی، بسیاری از لطایفی که در روایات اهل بیت (ع) به آن‏ها اشاره شده، از خود آیه کشف می‏ گردد.



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر